^.::.متـــــــــروك.::.^
خوش آمدید
سلام.باز هم بابت تاخیرم شرمندم.امیدوارم با این شعر بتونم جبران کنم. از این شعر،مضمونش و تشبیهاتش خیلی خوشم میاد و با کمال میل منتظر انتقاداتتونم تا این شعرو بهتر و زیباتر کنم. از دوستان وبلاگ نویسی هم که از این شعر خوششون اومد ، خواهش میکنم که اگه اگه دوست داشتند این شعرو تو وبلاگشون قرار بدند تا افراد بیشتری این شعرو بخونند.(اعتماد به نفسو داری؟) دو خواهش مهم هم از خوانندگان حاضر دارم ، اولیش این که خواهش میکنم وقتی شعر میخونید (هر شعری) بی حس و بی ذوق نخونید!یکم از تخیل و احساس استفاده کنید و دومیش اینکه با یه آهنگ و وزن مناسب شعرو بخونید. آها راستی امیدوارم از سبک بیتها و وزن بیتها خوشتون بیاد!وقتی خوندید،منو از تعریف حسی که بهتون دست میده بی نصیب نذارید "رازپرواز" روزي نــاظـر بـودم از بالاي بـام آسمان و اين زمين كامي به جام خیره بر خورشید ماندم بی هوا دردی شیرین در تنم بود بی دوا گشته بود مست روحم از جام غرور حـسی آمـد در دلـم از سـر بـه دور ناله ای میگفت تو کار طیر کن بر فـراز آسمـان ها سـیر کن لحظه کمتر میشود در هر نفس قدر فرصت را بدان ای هم قفس بالهایم را کمی باز کردم عزم پـرواز را آغـاز کـردم می پـریـدم امـا پـا قفـل زمیـن این اسارت کرده در روحم کمین شانه هایم سرد و طرد و خسته بود بـال هـایـم بـی فـروغ و بـستـه بـود چشم من از خستگی پر گشت و غـم
در وجـودم آشکــار شـد پشـت هـم کوتری در آسمان ها دیدم از سر غبطه کمی شوریدم همچو یک باد فنا نالیدم راز پرواز را از او پرسیدم کـوتـرک عـاشق و دیـوانـه ی رب حال تب دید و به من گفت زیر لب گر زمین ماندی تو چند یأست چرا؟ گـر پـریدی بی هـو ا ترسـت کرا؟ با گناهت در قفس بند گشته ای با غرورت در زمین لنگ گشته ای راز پـرواز منیـٌت خـوردنسـت از فدک تا به فلک دل بردنست شوق پرواز نبود جز سوختن بر رخ زیبای حق چشم دوختن بـی محبت بـالـها سنـگ میشود عاشقی کن وقتی دل تنگ میشود عاشقان در عاقلی دیوانه اند عاشقان مدهوش یک پیمانه اند این تو و این آسمان و این طریق می تـوانی پـر بـگیـری بی دریغ او پیامش را بداد من خواندم او پرید و رفت من جا ماندم از بیانش حس من آشفه شد یک سکوت سرد درونم خفته شد قلب خویش بر رحمت یار دوختم شعله ای از عشق او افروختم لب به لبخند باز و روحم جان گرفت هر چه میخواست این دلم از آن گرفت چشم من از خواب درد بیدار گشت عاشق یک لحظه ی دیدار گشت من پریدم باقیش یک راز است ساده گویم در برویت باز است یار تو بینای روح و جان توست پر امید از توبه و پیمان توست یاد رب در دفترت بیش تر کن لحظه ای با کوترت نیز سر کن قید آن دردی که مینالی بزن بر زبانت ذکر حق بالی بزن من نه بيمارم نه تبدارم نه حتي بي كسم گر چه هستم با خدا آبــي تر از هر آسمان خورده اما تير عشق بر شعله ي هر نفسم سلام. بابت تاخيرم عذر ميخوام.اما خيلي زود با يه شعر پر مفهوم وبلاگو آپ خواهم كرد.ولی انگار دوستان کم لطفی میکنند!آخه خیلی وقته از دوستانی که بودند ، خبری نیست. استعراه هاي قشنگي تو اين شعر بكار رفته و فكر ميكنم خيلي لطيف و يكم با سوز، منظورو رسونده. اميدوارم كه خوشتون بياد. پاييز به پاييز بنگر وقتي با مرگ مي ستيزد وقتي در حسرت عمري که گذشت ، برگهايش مي ريزد وقتي نااميدانه ، چشم به راهِ قافله ي سکوت مي نشيند تا لحظه ي رهايي فرا رسد لحظه اي که قافله ي مرگ از راه مي رسد در آن هنگام ، راهي جز رفتن نيست و اين پايان زندگيست... پس با اندوه فراوان مي بارد و چه زيباست ، بارانِ برگ رقص در باد ، تا رسيدن به آغوش مرگ چه زيباست ، بازگشت به دستان پُر مهرِ خاک بازگشتي از جنس عشق هاي جاودانه و پاک و اين بازگشت سرنوشتي است که رقم مي خورد براي هر پاييز سرنوشتي که هرگز ، ندارد راه گريز از درون حسيني باش بسه ظاهر فريبي/// به قربونت آقا هنوزم تو اينجا غريبي (به سبك رپ) نازد به خودش خدا که حیدر دارد / دریای فضائلی مطهر دارد همتای علی نخواهد آمد والله / صد بار اگر کعبه ترک بردارد سلام.عید غدیر خم مبارک. یه وقت سیدا ما رو فراموش نکنند... هم از نظر عرفانی و هم از نظر عیدی دادن (دومی بیشتر بشه لطفا امسال وبلاگم یه عیدی خیلی قشنگ داره و اونم شعر خیلی زیبا و پر مفهوم از حسین اندرخورا با نام "شاه مردان"ه انتقادات قشنگی هم تو این شعر نهفتست که متاسفانه مشکل بزرگی محسوب میشه مخصوصا در زمان حال ! امیدوارم لذت ببرید... زبانم به مدح علی غاصر است شعور علی داشتن نادر است که در وصف او در بماند زبان که عشق علی نی بدین سان بُود تو رو از سر آغاز آی و عَدَم به دیوار عالم چنان رَج زنی ؟ به مولا رسیدن هلاک تن است علی ضربه میزد چنین و چنان به جنگ اندرون بود هم یک به چند به مولا تو دیدی همین یک به صد !! کِی اش طالب زور و اَزوار بود نماز علی بهر فردوس نیست مُصّور به ذهنش،به دوزخ گرفتار بود که آن نیست جز رب نام و نِعَم علی جان تو خود، وصف عشقت بگو![]()
در شگفتم از مردمي كه خود زير شلاق ظلم و ستم زندگي ميكنند و بر حسيني مي گريند كه آزاد زيست (دكتر شريعتي)
اميدوارم عزاداريتون قبول باشه
متاسفانه در سالهاي اخير شاهد حقايقي در محرم هستيم كه واقعا خجالتآوره. عزادار هاي واقعيش يه طرف و عزادار هاي پر رياش هزار طرف.
حسين آزاد زيست تشنه ي آب نبود///لشكرش از خماري توي خواب نبود
نه طمع غذا داشت نه چشماي هيز/// به شرفم قسم كارمون مردونگي نيس
تو صف غذاي حسين بعضيا خمارو مستن/// يه سري هم عضو لشكر شماره به دستن!!!
موندم چرا ميكنن از اسمش سو استفاده///واسه يه عده هم حسين خيلي سودش زياده!
نه قمه ميخواد نه پرچم نه گريه ي زوري///اگه اينطوري فكر نكني پس خيلي ازش دوري
ميري مسجد تا فلاني تو رو ببينه بدونه/// كه تو سينه زني؟بيخيال شام نوش جونت!!!
پست اين بار وبلاگ يه آهنگ انتقادي خيلي جالب از گروه Thirteen a.m و دوستاي خوبم امير و كامروز و مهرداده كه واقعا يه كار انتقادي با شعر قوي از آب در اومده. اميدوارم كه خوشتون بياد.
براي دريافت آهنگ و شعرش به ادامه مطلب بريد.
ادامه مطلب
![]()
)
ز نام علی مجتمع شد جهان
چنین مدعا ها فراوان بُود
به راه علی گر نهادی قدم
تو کز راه مولا علی دم زنی
تو دانی علی در زبان راحت است
تو گفتی علی بود یل در جهان
علی درب خیبر چنان می فکند
چه گویی کجایی تو ای مرد بد
علی عاشق رحمت یار بود
تو دانی نماز علی بهر چیست؟
که فردوس پیش علی خار بود
علی عاشق یک هدف بود هم
ببین عارف آمد چنین چاره جو

