تبليغاتX
^.::.متـــــــــروك.::.^

^.::.متـــــــــروك.::.^

خوش آمدید

سلام

امیدوارم حالتون خیلی خوب باشه

ببخشید بخاطر غیبتم.ترجیح میدم تا جایی که میشه سکوت کنم(آخه انگاری اگه حرفی بزنم پشت سرم حرف در میاد!!) و شعر جدیدی که دستم رسیده و ازش لذت بردمو بذارم تا شما هم اگه باب میلتون بود ازش لذت ببرید.شعر این پست هم از "مسافر"،دوست خوبمه که محتوا و مضمون جالبی داره و امیدوارم خوشتون بیاد.

" هرگز نمی گویم "

از پلک های خسته ام نمی گویم

چون شب را تاریک تر می کند

از رد وپای اشک بر گونه هایم نمی گویم

چون باران پنجره ها را غمگین تر می کند

چون بغض , سکوت را سنگین تر می کند

از لحظه ای که با نگاهی می آید

با لبخندی می نشیند

و بی صدا می رود

از تصویری که مرا به خاطراتم می برد

چیزی نمی گویم

از دنیای خودم , دنیای تو

از عظمت این دنیای فانی , هیچ نمی گویم

چون با همه ی بزرگیش در چشمان کوچکم جای می گیرد

چون در یک لحظه برای همیشه می میرد

همان لحظه که هرگز فراموش نمی شود

همان لحظه که جدایی معنا می شود

از آن لحظه , هرگز نمی گویم

از آن لحظه همیشه لبخند می زنم

و می گریزم از اندوه و درد

تا شاید باور کنم که عشق نمرده است...!


منتظر اشعار و یا نظرات زیباتون هستم.
نوشته شده در جمعه 15 آبان1388ساعت 11:52 بعد از ظهر توسط مهيار| |
خدایش بیامرزدتش....!

من همانم که جهانم و نهانم از خداست

روح شادابم دگر   از تن پر دردم جداست

 

یاد بدارید آدمیان عشق دنیا کم بهاست

حال من بینید که خود اثبات بر این ماجراست!

 

ناله ای سر ندهم عهدی کنم در وقت خواب

بر نخیزد لحظه ای ، آه از دل پر تب و تاب

 

شکوه هایم در دلم ماند و بسی دم نزدم

از بر درد و غمم ، بر ابروان  خم نزدم

 

از که نالم ناله ها را با چه کس سودا کنم؟

پس همان بهتر که با رب ، با خدا نجوا کنم

 

روزگار  چرخید و چرخید ،  قرعه زد بر اسم من

این چه حکمیست که بهرش،بی گناهان مجرمند؟

 

این چه رسمیست ای خدا کین روزگار بر من نوشت

ضجه هایم  میچکد  ،  آهی شود بر سرنوشت

 

دوری  من  از  جهان روزی شود از سر بدر

بی سر و سایه بماند  ، آنکه ماند بی پدر

 

این سر شیدا  نباشد  از  برای  خویشتن

من برای آن سر و همسر شدم محتاج تن

 

من نخواهم ضجه و اشک فراوان از تو یار

بعد این اشک غمت ، تا سالها یادم بدار

 

بی وفایی کم نکرد این روزگار با من ولی

خوش بمانید اهل عالم ما که رفتیم یا علی...

 


با تشکر از حسین (عارف) عزیز كه در گفتن چند بيت كمكم كرده.

لطفا برای شادی روحش یه فاتحه بفرستید.

نوشته شده در چهارشنبه 4 شهریور1388ساعت 11:0 بعد از ظهر توسط مهيار| |

ولادت امام حق حضرت مهدی (عج) مبارک...

(این شعر تا حدودی بصورت طنز بعضی از عقاید اشتباهو بیان میکنه)

 

"منتظرٍ  ما!"

سلام آقا منم با درد تازه

منم همونی که زبون درازه!

منم پر از ادعای پوشالی                 

پر از منیت، البته تو خالی!

با همه بدیهام باهات حرف درم          

می پذیریم؟من طلب عفو دارم

 

چشم براهت زیادند که بیایی             

همه جا هستی و میگن  کجایی؟

میبنی ما چقدر به پات نشستیم؟!        

اونقدر که عهد و پیمانو شکستیم!

ظاهرا منتظر ولی صبوریم؟            

انگار غمی نداریم از تو دوریم!

 

خودمونیم خدا چه لطفی داره             

که امتحان میگیره باز دوباره

مطمئنه فرشته میشه،پلید                 

 همه  اینها درسته آقا، ولی

این جماعت امتحانو پس دادند           

ظاهرا خوب و از درون قصابند!

 

میگی چرا؟آره؟ دلیل بیارم؟             

ببخش گذشته رو یادت میارم

آخه مگه همین مردم نبودند              

که عزتو از تو دلا ربودند

نامه به جدت میدادند حسین جان        

منتظرت میمونیم با دل و جان؟

اما چی شد قرار ما آدما؟                 

خداییش حق داری نیای پیش ما

پرده های شرمو حیا دریدند             

جفت پا از رو قول و قرار پریدند

 

میترسم که مثل جدت اسیر شی         

سوژه ی نون مردم فقیر شی(فقر آگاهی)

آخه آقا ما ها مرده پرستیم               

روم به دیوار گاهی خیلی خر هستیم

به گریه زاری بیشتر راضی هستیم     

هنوز  نفهمیدیم  تو  بازی  هستیم

که اشک و غم شد حالا یه سرنوشت       

خیر  سرم  اینجوری  می ریم بهشت!

 

اسمت شده بهونه ی سواری             

خزون شدن تو هوای بهاری

کلی پول از اسم تو در میارن           

بیای ، سر از تن تو در میارن

نشون به اون نشون که خب هنوزم     

یارات تکمیل نشدن پات بسوزن

 

میگن تو خوشگلی مث یوسِفی          

یا که میگن یوسف شده رو سفید

که خوشگلیش یکم پی تو رفته          

مقابل تو اما باز یه حرفه!

ما شیعه ها به صورتت مینازیم        

سلطان رقص با هر دیمبل و سازیم!

جا اینکه شرایط مهیا کنیم                

میشینیمو فقط دعا میکنیم!

 

درد و دلم کلام آخر من                   

بودن تو شد دیگه باور من

میدونم نالایق و روسیاهم                

اما پر از ناله و سوز و آهم

که دل به عشق تو هنوز نبستم          

از این پی خود دویدنها خستم

به کجا میخوام برم و چی میخوام؟      

نمیدونم شاید هستم خیلی خام

اما میخوام به انتظار  بشینم              

دوست دارم من یروز تو رو ببینم

اگه بیای بودنت میشه عالی              

جات تو دله نه رو صندلی خالی!!!!


به امید آنروز...

نوشته شده در پنجشنبه 15 مرداد1388ساعت 1:19 بعد از ظهر توسط مهيار| |
سلام

امیدوارم از نمراتتون راضی باشید و استاد ها رو نفرین نکرده باشید

به علت زیاد شدن متقاضیان دریافت شیرینی تولد برادرزادم باید بگم من اصلا برادر زاده ندارم (شوخی کردم )

با یه شعر تاپ از "مسافر" میخوام وبلاگو آپ کنم

شعر زیبای "زندگی خاکستری" که انصافا خیلی جالب شده. وقتی  متن شعرو خوندم  و رفتم تو حال و هوای شعر یه طورایی تا یه حدی حس نوشته های صادق هدایت "بوف کور" و دوباره تجربه کردم

امیدوارم شما هم لذت ببرید

"زندگی خاکستری"

 

دیگر در این دنیا  بهانه ای  برای ماندن نیست

جز نفرت و حسرت ترانه ای برای خواندن نیست


 

دیگر به انتظار کسی , گلدانی تر نمی شود

شاید دلیلش این است, که دیگر عشق باور نمی شود



دیگر این سکوت شیشه ای راهی برای شکستن ندارد

 باغچه ی کوچک دل, میلی برای شکفتن ندارد



دیگر این نامه های بی نام از مسافر خبری نمی دهد

عمری به دنبال او بودم اما, دیگر ثمری نمی دهد



دیگر من و این آینه باید لحظه ها را سر کنیم

باید درد این تنهایی را , کمرنگ تر کنیم



دیگر نگاهم را به چشمان کسی خیره نخواهم کرد

زندگی خاکستریم را هرگز تیره نخواهم کرد


دیگر باور می کنم که عشق مرده است

و این تقدیریست که برای من رقم خورده است


منتظر اشعار و متون زیبای شما هستم

نوشته شده در سه شنبه 23 تیر1388ساعت 1:34 بعد از ظهر توسط مهيار| |
  ياد آر در سر چه شوق ها داشتيم

  بذر عشق را  در  دل مي كاشتيم

جان پر از مستانگي لحظه پر از نور اميد

پس چرا محصول بي بند فراغ برداشتيم؟!


سلام به همه ي دوستاي خوبم. اميدوارم امتحاناتو به خوبي پشت سر گذاشته باشيد.

راستي تو اين مدت كه امتحان داشتيم يه مهمون به خونوادمون اضافه شد. بالاخره اولين دختر خاندان ظاهري (فقط خونواده ي خودمون) بدنيا اومد. برادر زاده ي خوشگلم فاطمه (فاطمه خانم) چشم به اين دنيا باز كرد(ياد شعر كوچولوي بزرگ به خير)ايشالله هميشه سايه ي بزرگترهاش بالا سرش باشه.(دعا يادتون نره ها)

تو اين پست ميخوام لينك و متن آهنگ "ماه من" كه با داداشم خوندمو بذارم و اميدوارم دوستاني كه اين آهنگو نشنيدند ازش لذت ببرند.

براي خوندن تكست و دريافت لينك دانلود به ادامه مطلب مراجعه كنيد لطفا.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 10 تیر1388ساعت 0:4 قبل از ظهر توسط مهيار| |